الشيخ علي المشكيني

92

كشكول حكمت (فارسى)

لنكسّ من أبراجها كلّ شامخ * و سكّن من أفلاكها كلّ دوّار أيا حجّة اللَّه الّذي ليس جارياً * به غير الّذي يرضاه سابق أقدار و يا من مقاليد الزمان بكفّه * و ناهيك من مجد به خصّه البارى أغث حوزة الإيمان و اعمر ربوعه * فلم يبق فيها غير دارس آثار و خلّص عباد اللَّه من كلّ غاشم * و طهّر بلاد اللَّه من كلّ كفّار و عجّل فداك العالمون بأسرهم * و بادر على اسم اللَّه من غير إنظار تجد من جنود اللَّه خير كتائب * و أكرم أعوان و أشرف أنصار « 1 »

--> ( 1 ) . شيخ بهايى در ستايش امام مهدى عليه السلام قصيده‌اى بلند دارد كه گزيدهء آن را مىآوريم : شبا هنگام ، از كرانهء افق نجد ، برقى درخشيدن گرفت ، و خاطرات دوستان « حزوى » و « عذيب » و « ذى قار » را به ياد آورد . درخشيد و شوق‌هاى نهفتهء ما را برانگيخت و آتش برافروختهء عشق را برافروخته‌تر ساخت . اى همسايگان كه در مأزم « نزديك عسقلان » خيمه‌شان است ، سلام خدا بر شما باد از كسى كه دور از شماست . ( مهدى ) ، خليفهء پروردگار جهانيان است ، كه همواره سايهء او بر سر همهء ساكنان گيتى دامن گسترده است . او محكم‌ترين دستاويز است كه هر كس چنگ در دامن او زند ، از بارهاى سنگين شدايد و گناهان بيم نخواهد داشت . او پيشواى هدايت است كه زمان در سايهء او پناه گرفته ، روزگار ، چنان توسنى رام ، عنان خود در كف وى نهاده است . چنان توانا است كه اگر اعداد اصم ( اصم ، در رياضيات ، عددى كه نه صحيح باشد ، نه مساوى كسرى كه صورت و مخرج آن صحيح باشند . به عبارت ديگر ، عددى كه « منطق » نباشد . مثلًا ( علامت جز ) « دايرة المعارف فارسى » . ) را وادارد تا جذرهاى خود را بگويند ، ناطق خواهند گشت و به او خواهند گفت . علوم همهء آفريدگان ، در برابر اقيانوس بيكران دانش او ، به سان مشتى آب است در برابر دريايى ، يا قطره‌اى در منقار پرنده‌اى . حكمتى كه از اشراق آن ، همهء هستىها و عالم‌ها روشن است ، چون فروغ اين حكمت است كه در همهء پهنه‌هاى وجود مادى و مجرد تابيده است . مهدى ، امام آفريدگان ، تكيه‌گاه كوهين خرده است و چشمه‌سار جوشان هدايت و اوست صاحب سِرّ خدا - سِرّ بقا و تكوين - در گيتى . او آن بزرگ و بزرگ‌منشى است كه اگر آسمان‌ها و گردون‌ها بر خلاف حكم نافذ وى همداستان شوند ، برج‌هاى بس بلندشان واژگون گردند ، و مدارها و فلك‌هاى گردانشان ساكن و مختل شوند . اى حجّت خدا ، كه به جز آنچه تو بخواهى ، مقدرات پيشين نيز ، جارى نخواهند بود . اى كه كليد خزانه‌هاى زمان در دست تو است . و تو را ، همين فَرّ و بزرگى كه آفريدگار او را بدان ويژه ساخته - براى شناخت مقام و فضايل او - بس است . اى پيشواى بر حق ! حوزهء روشندلان مؤمن را درياب و پايگاه‌هاى عالى توحيد را آباد كن ، كه جز آثارى خرابى رسيده ، چيزى از آنها بر جاى نمانده است . بندگان خدا را ، از چنگال هر ستمگرى نجات‌بخش و دامن شهرهاى خدا را ، از تاريك‌دلان خدانشناس پاك ساز ! اى همه جهان فداى تو ! بشتاب ، و بيدرنگ ، با نام فيروزى بخش خداى ، فرا رس ! بيا تا بيابى كه بهترين سپاه خداپرستان و آزاده‌ترين و بزرگوارترين ياران در ركاب تو خواهند بود . ( عصر الظهور ، ص 378 ؛ ترجمه استاد محمّدرضا حكيمى ، ادبيات و تعهد در اسلام ، ص 346 - / 343 ، چاپ مشعل آزادى ، 2536 ) .